آقاي کروبي شیخ لرستان من از خودم مي گويم("2)

  • چاپ

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

شهريور 1388,ساعت 09:20:14

آقاي کروبي آيا در «دوران مبارزات 15 ساله قبل از انقلاب» شما ! و دوستانتان ! سابقه داشت که جنازه اي را در سطل آشغال نشانتان دهند؟ در 29 بهمن 1360 به من و کيومرث زواره اي دو جنازه را که زير شکنجه کشته شده بودند در ميان آشغال هاي پشت بهداري زندان اوين نشان دادند. يکي شان روي يک کپه آشغال افتاده بود و ديگري به صورت وارونه در يک سطل آشغال قرار داشت

 

آقاي کروبي جز فروردين 1354 و داستان به رگبار بستن 9 زنداني فدايي و مجاهد در تپه هاي اوين آيا شما و دوستانتان زنداني محکوم به ز ندان شده اي را سراغ داشتيد که اعدام شده باشد؟

سعيد متحدين را که از بهار 58 زنداني بود و دوران محکوميت اش را سپري مي کرد همراه با هشت نفر ديگر به بهانه واهي که يک سيلي به گوش يک پاسبان شهرباني زده در مرداد 60 اعدام کردند. اگر حرف مرا باور نداريد از آقاي ميرحسين موسوي و خانم زهرا رهنورد که از نزديک در جريان هستند بپرسيد.

اقاي کروبي به پرونده ها رجوع کنيد خواهيد ديد عده اي از زندانيان چپ را به بهانه اين که در زندان تشکيلات داشته اند به اوين منتقل کرده و اعدام کردند. آيا شما با دوستانتان در زندان شاه تشکيل کلاس و ... نمي داديد آيا بحث و گفتگو نمي کرديد؟ آيا نشست و برخاست نداشتيد؟ آيا ساواکي ها نمي ديدند؟ آيا توطئه اي عليه شما کردند؟ آيا به جرم تشکيلات يا داشتن ارتباط با دوستانتان کسي از ميان شما حتي يک سيلي از ساواک خورد؟

آقاي کروبي هزاران نفر را در کشتار 67 بدون آن که جرمي مرتکب شده باشند به دار کشيدند. آيت الله منتظري دردمندانه به چنين جنايتي اعتراض کرد و شما همان را براي ايشان پاپوش کرديد. ناصر منصوري را که فلج قطع نخاعي بود روي برانکارد دار زدند. کاوه نصاري را که در اثر ضربه مغزي گذشته اش را به خاطر نمي آورد و دچار حمله سخت صرع شده با همان حال راهي قتلگاه کردند. خودش که ناي رفتن نداشت، ظفر جعفري افشار که در همان صف بود وي را قلمدوش کرد. عباس افغان تعادل رواني نداشت که اعدام شد. در سالن 3 اوين هيچ زن مجاهدي را زنده نگذاشتند. در کجاي حاکميت «طاغوت» چنين ظلمي در حق زنان ايراني شد؟

زندانيان زن مارکسيست را به زور شلاق 5 وعده اي مي خواستند نماز خوان و مسلمان کنند. حکم آن را آقاي حسينعلي نيري که شما به او ارادت داريد صادر کرد. آن ها را در حالي که دوران قاعدگي شان را مي گذراندند نيز براي نماز خواندن شلاق مي زدند.

آقاي کروبي تحقيق کنيد چنانچه برايتان مسجل شد زنداني قطع نخاعي را با داشتن حکم زندان روي برانکارد دار زده اند بر اساس اعتقادات خودتان طلب استغفار کنيد. در راه جبران خطايتان بکوشيد. از اين که با جنايتکاران همراه و همقدم شديد پوزش بخواهيد. تا دير نشده طلب عفو و گذشت کنيد.

آقاي کروبي شما بنيانگذار بنياد شهيد بوديد و يک دهه بر آن حکم رانديد. هيچ کس بهتر از شما به آمار شهيدان قبل از انقلاب و دوران انقلاب واقف نيست. شما بهتر مي دانيد تنها آمار کشتار زندانيان بي دفاع در سال 67 که آيت الله منتظري در کتابشان بين 2800 يا 3800 (که البته به نظر من 3800 به حقيقت نزديکتر است) نفر ذکر کرده و تاکيد کرده اند آمار دقيق آن را فراموش کرده اند بيش از همه کشته شدگان دوران انقلاب و اعدام شدگان تاريخ 37 ساله محمدرضا پهلوي است. « عمادالدين باقي تعداد كل شهداي انقلاب در فاصله قيام 15 خرداد 1342 تا 22 بهمن 1357 را 3164 نفر مي داند كه براساس آمار بنياد شهيد انقلاب اسلامي و منابع ديگر تدوين شده است.»

يعني باقي به اعتراف خودش علاوه بر آمار بنياد شهيد آمار جاهاي ديگر را هم اضافه کرده و به رقم بالا رسيده است. چگونه با علم بر اين واقعيت در 21 سال گذشته خواب به چشمانتان مي آمد در حالي که مادران هنوز از قبر فرزندانشان خبر ندارند. آقاي کروبي الان فرصت هست براي آنچه در سي سال گذشته در کشور صورت گرفت و شما مسئول بخشي از آن بوديد طلب عفو و بخشش کنيد.

شما به رفسنجاني نوشته ايد :

«اينجانب اين مطالب را براي شما مينويسم و مصرانه ميخواهم روي اين قضيه اقدام و به صورتي كه صلاح ميدانيد با حضرت آيتالله خامنه اي مطرح فرماييد و با جديت پيگير شود تا روشن گردد اگر چنين اتفاقي نيفتاده كه انشاءالله هم نيست و بعيد ميدانم باشد، اعلام شود، چرا كه در همين جامعه امروز و توسط خود بچه هاي بازداشتي در رسانه ها و سايت ها در حال مطرح شدن است و معلوم نيست آيندگان چه قضاوتي با شاخ و برگ دادن آن خواهند كرد. همچنان كه جمهوري اسلامي و روحانيت مظلوم نيز مسوول آن شناخته خواهند شد. اگر هم خداي ناكرده رخ داده باشد، سريع با عوامل آن در هر جايگاهي برخورد و اعلام شود تا در شرايط فعلي كه بازار شايعات داغ است، فرصت به فرصت طلبان داده نشود، همچنان كه لازم است ترتيبي اتخاذ گردد تا اين اقدام از سوي هياتي عاليرتبه صورت گيرد تا افراد مورد بحث جرات بيان حقايق را داشته باشند چرا كه شنيده ام تهديد شده اند كه اگر مطلبي در اين خصوص بيان نمايند، نابود خواهند شد.»

آقاي کروبي چه خوب که نامه را خطاب به خامنه اي که مسئول اين جنايات است ننوشتيد. اين هشياري شما را مي رساند اما جمهوي اسلامي و «روحانيت مظلوم» سي سال است که مسئول جنايات فجيعي که در اين کشور به وقوع پيوسته شناخته مي شوند. اگر يک روز دار و شکنجه و اعدام و حضور گله وار نيروهاي وحشي و خونخوار سپاه و بسيج و نيروي انتظامي و... کنار گذاشته شود و داوري به مردم سپرده شود خواهيد ديد نه از تاک نشاني باقي خواهد ماند و نه از تاک نشان. شايد با خواندن اين نامه مرا نيز جزو «فرصت طلباني» ببينيد که فرصت را براي حمله به روحانيت و نظام مغتنم شمرده اند اما باور کنيد اين گونه نيست. آفتاب عمرتان لب بام است. مرگ دير يا زود همه ما را خواهد ربود تا فرصتي هست رشته هاي خود با 3 دهه جنايت را بگسليد.

آقاي کروبي حاضريد هيئتي تشکيل دهيد و مانند آيت الله منتظري به درد دل زندانيان دهه 60 توجه کنيد، به جناياتي که در دوران خميني در زندان ها اتفاق افتاد رسيدگي کنيد؟

شما مرقوم داشته ايد:

«عده اي از افراد بازداشت شده مطرح نموده اند كه برخي افراد با دختران بازداشتي با شدتي تجاوز نموده اند كه منجر به ايجاد جراحات و پارگي در سيستم تناسلي آنان گرديده است. از سوي ديگر افرادي به پسرهاي جوان زنداني با حالتي وحشيانه تجاوز كرده اند به طوريكه برخي دچار افسردگي و مشكلات جدي روحي و جسمي گرديده اند و در كنج خانه هاي خود خزيدهاند.»

آقاي کروبي چه خوب که از قربانيان تجاوزات ماموران ولايت فقيه ياد کرديد. مطمئن باشيد همين مورد از نظر مردم دور نخواهد ماند. اما فراموش نکنيد که اين نوع تجاوزات منحصر به دوماه گذشته و کهريزک و ... نيست.

خود بهتر مي دانيد گزارش هاي بسياري مبني بر ضيافت هاي پيش از اعدام براي تجاوز به دختران باکره بوده است. توجيه شان اين بود که آنها به بهشت نروند. عده اي شان را عقيده بر اين بود که دختر باکره را نمي توان اعدام کرد. آيا خبر نداريد با شيريني و مقدار اندکي پول به عنوان مهريه و شيريني عروسي به خانه قربانيان رجوع مي کردند؟ اگر يک مورد فقط يک مورد صحت داشته باشد آن را چه مي ناميد؟ چرا در سي سال گذشته کسي به فکر تحقيق در اين مورد نيفتاد؟

آقاي کروبي پسرتان حسين در مورد کهريزک به دويچه وله گفته است:

«ميگفتند حشرات موذي در سلول بودند و آنجا را مدام سمپاشي ميکردند. گاز اشک آور توي خود سوله زدهاند. آنها را روي هم پرت ميکردهاند. از مسائل جنسي هم گفتند. ميگفتند با ما هر جور اذيتي توانستند، انجام دادند و خيلي کتک زدند. ميگفتند ما را دولا ميکردند و ميگفتند شما خر هستيد و يک آدم گندهاي سوار ما ميشد و با کابل به پشت ما ميزد که راه برويد.»

آقاي کروبي جهت اطلاع شما و فرزندتان حسين مي گويم که من و 21 نفر ديگر در محيطي به مساحت 4 متر مربع، اشتباه نمي کنم فقط چهار متر مربع ماه ها محبوس بوديم. در سلولمان مگس نمي توانست دوام آورد. اگر کتابم را بخوانيد متوجه مي شويد در سلولي به ابعاد يک متر و شصت سانتي متر در دو متر و نيم چگونه 22 نفر مي توانند بيش از يک سال زندگي کنند. ما در چنين اتاقي مي خوابيديم. به عقل هيچ تنابنده اي خطور نمي کند چگونه امکانپذير است. در کتابم با جزئيات توضيح داده ام. اگر باور نداريد آقاي عباس اميرانتظام کنار دستتان است از ايشان بپرسيد. از مجيد انصاري بپرسيد او شنيده است. از آقاي انصاري نجف آبادي نماينده آيت الله منتظري بپرسيد. صورتجلسه دادگاه دوم من در سال 64 را ملاحظه کنيد در آنجا در روي برگه اي با عنوان دادنامه به عنوان آخرين دفاع همين مطلب را نوشتم و تحويل حاکم شرع دادم. بعيد است گرفتار در اوين و زير سلطه بازجويان و زندانبانان در دادگاهي که امکان تحقيق داشت دروغ گفته باشم و يا جوسازي کرده باشم.

در شرايطي که توضيح دادم مجتبي موسوي را به جرم سلام کردن به دوستي مجبور کردند دو هفته سرپا بايستد و بعد هم شيفتي اجازه مي دادند دو ساعت بخوابد و بيدار بايستد. صدها نفر به چنين بليه اي دچار شدند. از نماينده آيت الله منتظري بپرسيد برايتان توضيح خواهد داد.

بر اساس تعاليم «اسلام» حق نداشتيم دو نفري در يک ليوان آب بخوريم. با يک کبريت دو نفر نمي توانستند سيگارشان را روشن کنند. در يک ظرف حق نداشتيم قندمان را بريزيم. از يک صابون و شامپو حق نداشتيم دو نفري استفاده کنيم. از لباس گرم ديگري در صورت بيماري و نياز نمي توانستيم استفاده کنيم. همه اين ها را کموني و خلاف اسلام مي دانستند. در صورت عدم رعايت به مجازات هاي غيرقابل تصور محکوم مي شديم.

از حاج داوود رحماني که مسئول قزلحصار بود و زنده است و همچنان در مغازه اش مشغول کاسبي است بپرسيد حتما به شما خواهد گفت. خنديدن گناه بود. از او بپرسيد «گاو دوني» کجا بود؟ از او بپرسيد آيا صحت داشت که ده ها نفر را هفته ها در توالت جا داده بود و روزي يک ليوان آب آبگوشت با دو عدد نان لواش به اين عده داده مي شد؟ اشتباه نکنيد يک ليوان آب آبگوشت و دو نان لواش براي اين مجموعه نه براي هريک !

آقاي کروبي دوستان شما از يک هفته و دو هفته و يک ماه سلول انفرادي مي نالند. اگر چه يک روزش هم وحشتناک است و غير انساني. به ويژه هنگامي که فرد خطايي را مرتکب نشده باشد. آيا هيچ ميدانيد در دهه 60 هزاران نفر روزها و هفته ها که چه عرض کنم، ماه ها و سال ها چنين شرايطي را تحمل کردند و خم به ابرو نياوردند؟ باور کنيد بسياري از آن ها کوچکترين خطايي انجام نداده بودند. سياست لاجوردي بود که فکر مي کرد با حبس زندانيان در سلول انفرادي آن ها به سرعت خواهند بريد و به نکبت نظام تن خواهند داد. او به غلط قياس به نفس مي کرد .

آقاي کروبي من از خودم مي گويم که بيش از يک سال انفرادي و قبر و قيامت را تجربه کرده ام. بخشي از دوران انفرادي ام را به دستور لاجوردي با جيره کتک و آزار و اذيت مداوم به ويژه در ماه رمضان و محرم طي کردم.

آقاي کروبي باور مي کنيد ما در سال 60 به خاطر ضيق وقت و نبود امکانات و فشار پاسداران دو نفري به يک توالت مي رفتيم و پشت به پشت سر يک توالت مي نشستيم !

توجه شما را به جناياتي که در سال 60 زير نظر لاجوردي جنايتکار و توسط توابي به نام بهزاد نظامي در قزلحصار اتفاق افتاد جلب مي کنم. از کساني که شاهد و ناظر ماجرا بودند بپرسيد. از انجام هيچ جنايتي فروگذار نمي کردند. رابطه جنسي که چه عرض کنم. بيمار جنسي بود. بهزاد چند سال پيش به مرگ فجيعي در تهران مرد. اما حاج داوود رحماني هنوز زنده است.

آقاي کروبي شما در مصاحبه با سحام نيوز گفته ايد:

«افراد را در کهريزک لخت مي کردند و چهار دست و پا مي نشاندند و سوار بر آنها مي شدند و به آنها مي گفتند که صداي حيوانات را در بياوريد. آخر اين مايه تاسف جمهوري اسلامي است و يا اينکه برخي را دستگر کرده و آنها را لخت کرده اند و روي هم خوابانده اند و آب بر روي انها ريخته اند . حتي شنيده ام که هنگامي که افراد را شکنجه مي کردند به آنها مي گفتند با صداي بلند بگوييد که مادرتان .... است»

من هم با شما موافقم که اين کاري است ساديستي و زشت و مايه تاسف اما هيچ مي دانيد هادي غغاري کانديداي مورد حمايت شما در آخرين انتخابات مجلس روز 5 مهر 60 همين کار را با يک دختر نوجوان مجاهد در مقابل بيمارستان فيروزگر انجام داد. او روي پشت خانم سيمين سهندي که در آن زمان کمتر از 14 سال داشت نشست و او را مجبور کرد که در وسط خيابان راه برود و صداي حيوان در آورد. هيچ ميدانيد در اوين روي پشت متهمي سوار شده و او را مجبور کرده بودند راه برود که کشک هاي پايش دچار مشکل شده بود. آقاي کروبي در وسط خيابان نشستن روي پشت يک دختر نوجوان وحشيانه تر است يا در کهريزک؟ براي وقوع اين گونه جنايات در 30 سال گذشته چه بايد گفت؟

در سال 60 موسوي تبريزي و محمدي گيلاني و مشکيني مي گفتند آن هايي که به خيابان مي آيند و رو در روي «ولي فقيه» مي ايستند مرتکب «بغي» شده ، محارب هستند و همان جا مي شود با شهادت دو پاسدار حکم اعدامشان را داد و اجرا کرد. مي گفتند زخمي شان را مي شود تمام کش کرد. چنين کارهايي را نيز مرتکب شدند. به روزنامه هاي خودتان مراجعه کنيد. درست همين توجيهاتي را مي کردند که «احمد خاتمي» امام جمعه موقت جنايتکار تهران در روزهاي گذشته در پاسخ به نامه مستدل و وزين آقاي محقق داماد کرد.

آقاي کروبي آن چه در کهريزک گذشت نمونه کوچکي است از آن چه در اوين و قزلحصار و گوهردشت در دهه 60 گذشت. جنايتکاران به دستور و فتواي امثال گيلاني و مصباح يزدي عمل کرده اند. گيلاني به صراحت گفت اگر متهمي زير تعزير کشته شود کسي ضامن نيست. خون دستگير شدگان «هدر» بود. اين را در روزنامه هاي دهه 60 نوشتند. از خودشان بپرسيد حتما تکذيب نمي کنند. با وجود چنين احکامي به جان زندانيان بي دفاع افتادند. امروز هم چنان فتواهايي زمينه ساز جنايات صورت گرفته در کهريزک و ديگر بازداشتگاه هاي نظام است. دست پروردگان خامنه اي و جنتي و مصباح و مدرسه حقاني چنين احکامي را صادر مي کنند. به عناصر دست چندمي که مجريان دستور مقامات هستند نبايد پرداخت. جنايتکار بزرگ خامنه اي است؛ شما که بهتر مي دانيد. از اين که در اين نظام جنايت و کشتار مصدر کار بوديد عذر تقصير بخواهيد. هيچ استفاده اي که نداشته باشد به آرامش روحي تان کمک مي کند.

آقاي کروبي شما در مصاحبه با سايت سحام نيوز گفته ايد:

«هيچ گاه يادم نمي رود هنگامي که لطف الله ميثمي به دستور مرحوم لاجورد ي بازداشت شده بود همسرش نزد من آمد و گفت که به خاطر شرايط فيزيکي اش نمي تواند حتي آشغال گوشه چشم خود را پاک کند . من پس از ديدار با همسر او به همراه احمد آقا به نزد امام رفتم و عين کلام همسر ميثمي را مطرح کردم که امام فورا دستور آزادي او را صادر کردند . اين درحالي است که اکنون شنيده مي شود که در برخي از زندان هاي ما رفتارهاي بدي با زندانيان صورت مي گيرد به طوري که زني که شنيده شده باردار است اينک دچار ناراحتي کليه شده و يا زندانيان سياسي را به بند معتادين منتقل مي کنند .»

آقاي کروبي شما را به وجدان تان که به تازگي بيدار شده است سوگند مي دهم نمک بر زخم ها نپاشيد. از خميني و رحم و مروت آن سياه دل نگوييد. اگر راست مي گفت چرا وقتي اين ظلم را در حق لطف الله ميثمي شنيد دستور برکناري لاجوردي را نداد. ميثمي چه جرمي را انجام داده بود که مستحق زنداني شدن بود؟ خميني که ظلم بر آيت الله لاهوتي را ديده بود چرا اجازه داد لاجوردي بر مسند قدرت بماند و جنايت کند؟ ايشان با پاي خود به زندان رفت و صبح جنازه اش بيرون آمد.

آقاي کروبي آيا اولين بار است زن حامله به زندان افتاده است؟ نام چند زن باردار را بايستي داد که مقابل جوخه اعدام ايستادند، کدام هيئت را براي رسيدگي به اين امر تشکيل داديد؟ آقاي کروبي از ناراحتي کليه اين زن باردار گفتيد. آقاي کروبي نام چند نفر را مي خواهيد بياورم که با کليه سالم به زندان رفتند و زير فشار کابل و شکنجه کليه هايشان از کار افتاد و به خاطر نبود دستگاه همودياليز جان دادند. عاقبت دستگاهي را براي اين منظور به زندان آوردند. يعني کليه افراد را از کار مي انداختند و بعد براي به کارانداختن آن از دستگاه همودياليز استفاده مي کردند.

آقاي کروبي مي دانيد سرُ م را از دست بيمار دياليزي مي کشيدند و مي گفتند: «تخت شکنجه يا مصاحبه تلويزيوني»؟

آقاي کروبي مي دانيد بازجويان در بهداري اوين پنس را در زخم زنداني مي چرخاندند؛ مي دانيد با چه شدتي باند را از روي پوست پا مي کشيدند که گوشت و پوست هم با آن جدا مي شد؟ آقاي کروبي دکتر شيخ الاسلام زاده هنوز زنده است. شرايطي را براي او به وجود آوريد تا در باره بخشي از جناياتي که در بهداري اوين اتفاق افتاده توضيح دهد.

خميني دغدغه رسيدگي به کدام يک از اين جنايات را داشت؟ يکي را مثال بزنيد. مگر در شهريور 61 دعايي و هادي خامنه اي و هادي نجف آبادي گزارش جناياتي را که از سوي لاجوردي صورت گرفته بود به خميني ندادند؟ چرا او همچنان دو سال و سه ماه ديگر بر مسند قدرت ماند؟ مگر حتي سيد حسين موسوي تبريزي که خود در جنايتکاري و خشونت نمونه نداشت خبر از خشونت بي حد لاجوردي نداد؟ مگر خواستار برکناري او نشد؟ آقاي کروبي چشم هايتان را باز کنيد.

آقاي کروبي لطفا از رحم و مروت خميني نگوييد. يک بار ديگر فرمان قتل عام زندانيان سياسي را که به دستور او انجام گرفت بخوانيد. اگر در دسترستان نيست به کتاب آيت الله منتظري رجوع کنيد. فرماني از اين جنايتکارانه تر در تاريخ فقه و فقاهت صادر شده است؟

آقاي کروبي فرزندتان حسين در پاسخ به سوال خبرنگار دويچه وله که از وي پرسيد: «چه مورد مشخصي ايشان (منظورشان شما بوديد) شنيد که خيلي منقلب شد؟» گفت:

«ايشان مرتب با خانواده هاي زندانيان ملاقات دارد. من نفهميدم آنشب که اين خبر را شنيده بود، کدام خانواده پيش او بوده اما مادرم گفت آقاجانت خوابش نبرد»

آقاي کروبي چه خوب که با خانواده زندانيان و کشته شدگان ديدار داريد. چه خوب که يک شب احساس مسئوليت کرديد و به خاطر ظلمي که در حق خانواده ها شد خواب به چشمانتان نيامد. اين مقدمه خوبي است. آقاي کروبي من بخاطر همين يک شبي که خواب بر شما حرام شد از شما قدرداني مي کنم. من و امثال من آدم هاي قدر ناشناسي نيستيم. شايد اين سرآغازي باشد براي شما. نترسيد ادامه دهيد. دل دل نکنيد. خير شما در اين است که از راهي که پا در آن گذاشته ايد بر نگرديد. ثابت قدم باشيد و جلو برويد.

آقاي کروبي ! بهناز شرقي شب عيد براي ديدار با برادرش شهنام به قزل حصار آمده بود. سرش را جلوي چشم فرزند شش ساله اش نيما لاي در آهني زندان گذاشتند و له کردند. آب از آب هم تکان نخورد. برادرش را مي خواستند مجبور کنند که اعتراف کند منافقين اين بلا را سر خواهرش آورده اند. مثل همين اعترافاتي که اين روزها مي بينيد. اما آن بچه ها و آن نسل کجا و اين حضرات کجا. مي دانيد مادرش چه ها کشيد، بهناز تنها دختر مادرش بود. مادر وفات يافت و مجازات جنايتکاران را نديد. اما احساسش به نظام را مي توانيد در شعرهايش که انتشار يافته بيابيد. من هم مطلبي راجع به او نوشتم که در اينترنت انتشار يافت.

آيا ديداري با آيت الله گلزاده غفوري از دوستان و همراهان سابق خود داشته ايد؟ دختر ايشان مريم و دامادشان عليرضا حاج صمدي در قتل عام 67 اعدام شدند. ايشان بيش از هشتاد سال سن دارند اما اطلاعي از قبر فرزند و دامادشان ندارند. آيا نظام عدل و داد اسلامي که مدعي اش هستيد چنين حکم مي کند؟ آقاي کروبي بعد از کشتار 67 شما دو ذوره رئيس مجلس اين نظام بوديد؟ آيا به درد دل ايشان و امثال ايشان گوش کرده ايد؟

رضا و مريم محمدي بهمن آبادي هردو اعدام شدند پدرشان در تصادف با موتورسيکلت فوت کرد و مادرشان سال گذشته دق کرد. آن ها تا لحظه مرگ خبري از محل دفن فرزندانشان نداشتند.

خانواده سيد احمدي که دو فرزندشان محسن و محمد در سال 67 اعدام شدند هنوز از محل دفن فرزندانشان بي خبر هستند. پدرشان فوت کرد و مادرشان بيمار است.

خانواده ميرزايي دو نفر از فرزندانشان در تهران در کشتار 67 جان دادند از قبرشان اطلاعي ندارند. پدر شان جان داد. در کتاب آيت الله منتظري از پدرشان ياد شده است. چند نفر ديگر را مي خواهيد نام ببرم.

صدها زنداني مارکسيستي که بعضي هايشان با شما در زندان شاه هم بند بودنددر کشتار 67 اعدام شدند قبر هيچ کدامشان مشخص نيست. آيا با خانواده هاي آن ها ديدار کرده ايد؟

آقاي کروبي شما پيشتر در پاسخ به احمد منتظري فرزند آيت الله منتظري براي توجيه کشتار 67 گفتيد که زندانيان در زندان شورش کرده و تواب ها را کتک زده بودند! گيرم که چنين کرده بودند آيا بايد به خاطر کتک زدن چند تواب، هزاران نفر را در سراسر کشور به دار مي کشيدند؟ انصافتان کجا رفته است. شما که ادعاي جنايتکاران را در باره کشتار 67 پذيرفتيد و تکرار کرديد چرا ادعاي امروز آن ها را که مي گويند شما مي خواستيد انقلاب مخملي کنيد نمي پذيريد؟ چرا توجيه آن ها براي بدرفتاري با زندانيان و شکنجه و تجاوز و ... را نمي پذيريد؟ آقاي کروبي تا دير نشده طلب عفو و بخشش کنيد و براي جبران گذشته قدم برداريد. اين شايد آخرين فرصت براي شما باشد. تا دير نشده بجنبيد.

مطلب ارسالی یکی از یاران جنبش رهایی بخش لرستان است و قضاوت را به عهده فرزندان سرزمینهای لر نشین می گذاریم  www.lorestan11.com

 

تاريخ بروز رساني ( 09 شهريور 1388,ساعت 17:24:20 )